بسمه تعالي
نكاتى پيرامون ترجمه متون عربى به فارسى كتاب دين و زندگى دوره متوسطه
1- فعل ماضي و مضارع با ما منفي مي شود . ( كان = بود ) (ما كان = نبود )
يذهب مي رود مايذهب نمي رود
2- فعل مضارع با (لاي نفي - لم – لما ) منفي مي شود . يكتب مي نويسد ، لا يكتب نمي نويسد
لم يكتب ( ماضي ساده منفي ، ننوشت ) لما يكتب هنوز ننوشت يا هنوز ننوشته است ماضي نقلي منفي
3- هر گاه بر سر فعل ماضي لما بيايد تغييري در حركت آخر آن ايجاد نمي كند زيرا فعل ماضي مبني است اما معني ظرف زمان مي دهد لما كتب زمانيكه (هنگاميكه ) نوشت
4- ان شرطيه بر سر مضارع بيايد جمله به صورت مضارع التزامي معني مي شود . ان شاءالله اگر خدا بخواهد
5- ان شرطيه بر سر ماضي بيايدجزء اول جمله ( فعل شرط) مضارع التزامي معني مي شود و جزء دوم ( جواب شرط ) مضارع اخباري معني مي شود . ان تدرس ، فتنجح اگر درس بخواني پس قبول مي شوي
6- حرف لاي نهي مضارع بر سر فعل مضارع معادل نهي در زبان فارسي ترجمه مي شود . تكتب مي نويسي ، لا تكتب ننويس
7- باحرف قد بر سر فعل ماضي حرف تأكيد است . كتب نوشت ، قد كتب نوشته است ، ماضي نقلي مثبت
8- با حرف قد برسر فعل مضارع حرف تعليل است . يكتب مي نويسد ، قد يكتب گاهي مي نويسد
9- گاهي فعل كان نيز بر سر فعل ماضي و مضارع مي آيد و تغييراتي در معناي آن ايجاد مي كند . مانند :
يذهب مي رود ، كان يذهب مي رفت ، معادل ماضي استمراري در فارسي
ذهب رفت ، كان قد ذهب رفته بود ، معادل ماضي بعيد در فارسي
10 – ن تأكيد ثقيله آخرسر فعل مضارع و امر حاضر مي آيد و معناي آن راتغيير مي دهد : اكتب بنويس اكتبنّ حتما بنويس
11- در صيغه هاي غايب هرگاه فاعل جمله اسم ظاهر باشد فعل در آغاز جمله مفرد مي آيد اما به صورت جمع ترجمه
مي شود . مانند: جاء التلاميذ الي المدرسه دانش آموزان به مدرسه آمدند
12- فعل در آغاز جمله مفرد مي آيد ( در صورتي كه فاعل ما مثني يا جمع باشد ) اما در وسط جمله تابع جمله است فرضا اگر جمله ما جمع باشد فعل در وسط جمله جمع مي آيد .
13- هرگاه حرف لعل +قد + فعل ماضي با هم بيايد . لعل قد كتب ماضي التزامي مي دهد ( شايد نوشته باشد )
14- گاهي فعل لازم به وسيله حرف جر ، ب متعدي مي شود و معنايش تغيير مي كند .
مانند: ذهب رفت ، ذهب ب برد
15-هر گاه فعل لازم به وسيله حرف جر عن متعددي شود معناي منفي مي دهد .
مانند : حديث النكاح سنتي فمن رغب عن سنتي فليس مني
با توجه به اينكه رغب به معناي علاقه و رغبت است اما چون بعدش حرف جر عن آمده است سرپيچي معنا شده است .
16-حرف تأ كيد انّ بر سر جملات اسميه به معناي( همانا- به درستي – قطعا) مي آيد اما هر گاه بر سرش ما بيايد عمل انّ را لغو و آيه يا حديث را حصر مي كند و معناي همانا فقط آورده مي شود .
17- گاهي بين مبتدا و خبر كه هر دو معرفه هستند ضمير منفصل مرفوعي مي آيد كه از نظر نوع و عدد با جمله ما قبل خود مطابقت دارد ونقشي در تركيب ندارد و صرفا براي تأكيد مضمون جمله مي آيد .
مانند : ذلك هو الفوز العظيم آن قطعا پيروزي بزرگي است .
18- هر گاه حرف أينَ قبل از فعل بيايد معناي ظرف مكان مي دهد . أين تذهب كجا مي روي
19- هرگاه اسم استفهام كيف قبل از فعل تام بيايد معناي حالت مي دهد . كيف جئت چگونه آمدي
20- در ترجمه معمولا لاي نفي جنس در جملات كاربرد زيادي دارد كه براي نفي مطلق مي آيد .
لا رجل في الدار هيچ مردي در خانه نيست ، لا شك فيه هيچ شكي در آن نيست
بايد توجه داشت كه لاي شبيه به ليس با كمي اختلاف اينگونه ترجمه مي شود . لارجل في الدار = يك مرد در خانه نيست .
21-حروف( س و سوف ) كه حروف مستقبل ناميده مي شوند براي آينده نزديك و آينده دور برسر فعل مضارع مي آيند
سيضرب : به زودي خواهد زد. (آينده نزديك ) سوف يضرب بعدا خواهد زد ( آينده دور )
22-اگر بخواهد فعل معني مستقبل منفي بدهد به اول فعل مضارع لن اضافه مي كنيم . لن يضرب = هرگز نمي زند
23- اگر بخواهد فعل معني حال بدهد به اول فعل مضارع ل اضافه مي كنيم . ليضرب = هم اكنون مي زند
24- هل و ء با فعل ماضي مي آيند وآن را سؤالي مي كند ولي اصطلاحا به آن فعل استفهام نمي گويند .
هل ضرب = آيا زد ؟ أ ليس = آيا نيست ؟
25- حروف ناصبه : حرف لن معني فعل مضارع را غالبا به مستقبل منفي فارسي يا نفي ابد تبديل مي كند و ساير ادوات نصب ( أن – كي – حتي – ل ) معني فعل مضارع را غالبا به مضارع التزامي تبديل مي كند .
لن يذهب = هرگز نخواهد رفت ، نخواهد رفت ، لن تقول الكذب = هرگز دروغ نمي گويي
ليذهب = براي اينكه برود ، حتي يذهب = تا اينكه برود
26 – عند اگر ظرف زمان باشد معمولا به معني هنگام و اگر ظرف مكان باشد به معني نزد ترجمه مي شود
27- در ترجمه جمله حاليه ابتدا عبارت ( در حاليكه ) را مي نويسيم و بعد خود فعل متأ ثر از زمان و جمله قبل به صورت زير ترجمه مي شود . رأيت عليا و هو مسرور = من علي را ديدم در حاليكه خوشحال بود .
28- در ترجمه به اسميه وفعليه بودن جمله توجه شود ؛ يعني اگر جمله اي فعل داشته باشد ترجمه اسميه آن اشكال دارد .
29- در ترجمه جملات وصفيه از حرف ( كه) استفاده شود . جاء رجل فاضل = آمد مردي كه فاضل است .
30- ضماير منفصل منصوب هرگاه در آغاز بكار روند در ترجمه آنها از كلماتي مانند : فقط و تنها استفاده مي كنيم .
اياك نعبد = فقط تو را پرستش مي كنيم .
31-فعل اخذ گاهي در جمله به معني شروع مي باشد و آن در صورتي است كه از افعال مقاربه باشد كه در اين صورت فعل مضارع بعد از آن مي آيد و آن فعل مضارع را مي توان به صورت مصدر ترجمه كرد .
اخذ قلبها يخفق بشده = قلبش به شدت شروع به تپيدن كرد .
32-( اذ – اذا ) مفعول فيه واز ادوات شرط به معني آنگاه و زمانيكه بكار مي رود و گاهي به معني اگر نيز بكار مي رود
و اگر برسر فعل ماضي بيايد به مضارع تبديل ميكند .
33- لولا حرف امتناع است و عبارت به صورت اگر نبود ترجمه مي شود و جمله بعد از آن به صورت استمراري ترجمه مي شود . لو لا علي لهلك عمر = اگر علي نبود عمر هلاك مي شد .
34- گاهي فعل ماضي بصورت جمله دعائيه بكار مي رود . قدس سره = تربتش پاك باد رضي الله عنه = خدا از او راضي باد
35- در ترجمه به انواع ضمير و ترجمه صحيح آن و همچنين مرجع ضمائر غايب بسيار دقت شود .
36- در ترجمه فعلهاي مجهول اغلب از فعل شدن استفاده مي كنيم :
بُني مسجد في مدينه = مسجدي در شهر ي ساخته شد
37- در ترجمه فعلهاي دو مفعولي ( أقرض – جعل – وجد – أعطي ) معمولا يكي از دو مفعول با علامت را و ديگري بدون علامت و يا همراه حرف متمم مي آيد .
38- فعل قام همراه ب حرف جر به معني انجام داد ، پرداخت به كار مي رود :
قام الطالب بتلاوة القرآن = دانش آموز به تلاوت قرآن پرداخت
39- ترجمه فعلهاي كه در جواب فعلهاي طلب ( امر – نهي ) مي آيد بصورت التزامي بعد از حرف تا آورده مي شود .
احسن الي الناس تستعبد قلوبهم = به مردم احسان كن تا دلهايشان را بدست آوري
40- كلمه كل به تناسب در جمله به معني هر – همه – هريك مي آيد .
41- گاهي بر حسب نياز و موقعيت فعل به صورت صفت ترجمه مي شود .
قال الله عز وجل = خداوند عزيز و بزرگ فرمود .
42- چون در زبان عربي فعلي به عنوان داشتن بكار نمي رود براي اين منظور از كلمه ( عند يا ل ) استفاده مي شود .
كان عندي كتاب = كتابي داشتم ، كان لي كتاب
43 – هناك ظرف مكان به معني آنجا گاهي اوقات به معناي ( هست يا وجود دارد ) ترجمه مي شود .
هناك كتاب علي الكرسي = كتابي روي صندلي هست يا وجود دارد .
هناك آمال كثيره = آرزوهاي زيادي وجود دارد .
44- افعال معمولا از نظر معني 4 حالت دارند :
الف ) افعالي كه حالت عارضي دارند . مانند : غضب = خشمگين شد.
ب) افعالي كه حالت ذاتي دارند . مانند :حسن = نيكو شد .
ج) افعالي كه بر رنگ و عيب دلالت مي كنند . أعوج = كج شد . أسود = سياه شد .
د) افعالي كه معناي نظافت وطهارت در بر دارند . طهر = پاك شد نظف = تميز شد .
تهيه كننده : عباس احمد زاده دبير دبيرستانهاي شهرستان سياهكل
تنظيم و تكثير : گرو ه معارف اسلامي گيلان - شهرستان سياهكل
88-87